رام کردن واهلی نمودن پرندگان شکاری تنها شامل آشنا کردن او با انسان نیست،بلکه او باید بطور کامل با تمام عوامل و عناصری که با آنها روبرو میشود،و در آینده همراه او مورد استفاده قرار میگیرند آشنا شود و به هیچ وجه ترس و وحشتی از آنها نداشته باشد.مثلآ پرنده شکاری باید با اسب و وسایل نقلیه کاملآ آشنا شود و از دیدن آنها ترس وحشتی به دل راه ندهد.بنابراین باید به تدریج در اجتماع حضور یابد و برای شروع این کار بهتر است ابتدا در شب این عمل انجام شود.اول قوش را در کوچه های نسبتآ خلوت که دارای روشنایی باشد به گردش میبرند وسپس این تمرین را در کوچه های پر جمعیت تر و سر انجام در خیابانهای خیلی روشن که رفت و آمد مردم و وسایل نقلیه در آنها زیاد باشد عملی مینمایند.گردش دادن شبانه قوش با اسب،در صورتی که امکان پذیر باشد خیلی مفید و موثر خواهد بود.مدت این گردش در شبها کم کم بیشتر خواهد شد.بردن قوش به جاهای شلوق که رفت و امد مردم زیاد صورت میگیرد در رام کردن قوش تاثیر زیادی خواهد داشت.در قدیم در ایران مخصوصآ در تهران رسم بود که قوش را به بازار مسگرها که سر و صدای زیادی داشت میبردند.اگر به هنگام گردش دادن قوش آثار ترس و ناراحتی ناشی از مشاهده شیئی یا موجودی در چشمهای او مشاهده شود باید از نزدیک شدن به آن اجتناب کرد.همچنین باید از کنار آن شیئ یا موجود گذشت و یا برای منصرف کردن این قوش از نگاه به عاملی که باعث ترس او شده باید مقداری گوشت به چنگ او بدهند یا با دست پشت و سینه و رانهایش را نوازش کنند.
اگر قوش به نام بردن اسمش عادت کرده باشد میتوان با صدا کردن او توجهش را به خوردن گوشت جلب کرد.وقتی توانستیم هنگام شب قوش را بدون ناراحتی به کوچه و خیابان ببریم و به عبارت دیگر هنگامی که ترس و وحشت اولیه او از بین رفت آنگاه زمان آن فرا میرسد که همین اعمال را هنگام روز انجام دهیم.همچنین اگر اصطبلی موجود باشد ضمن گردش دادن قوش در کوچه و خیابانها او را برای آشنا شدن با اسبها و توله به اصطبل میبریم و قوش طی روزهای بعدی کم کم با اسبها و توله های شکاری ومسئولین نگهداری آنها آشنا میشود.ساعت گوشت دادن بهترین موقع برای یاد دادن این درسها به قوش میباشد زیرا در این موقع بیشتر او به خوردن غذای روزانه خودش (در خصوص عوامل و عناصر دیگر) جلب میشود.
روز اول آموزش هنگامی که قوش تازه گرفته شده به خوردن گوشت سرگرم است،یک نفر دیگر و یا اگر ممکن باشد یک قوش دیگر که تعلیم یافته و ترتیب شده باشد در مقابل او می ایستد.روز بعد میتوان هنگام گوشت دادن به قوش یک اسب و توله شکاری را هم برابر او قرار داد.روز سوم در صورت امکان بهتر است غذای پرنده شکاری در حضور عده ای بچه که مشغول بازی هستند به او داده شود.بعد از آن مربی میتواند قبل از گوشت دادن به قوش همراه او سوار اسب شده و روی اسب به او گوشت بدهد.در موقع گردش با قوش مربی باید سعی کند که هر نوع شیئی و عاملی را که باعث ترس و وحشت قوش میشود از مسیر حرکت او دور سازد و اگر این امکان وجود نداشته باشد مربی باید مسیر حرکتش را تغییر دهد.مثلآ اگر در یک کوچه بچه ها با سر و صدای زیاد مشغول بازی هستند و حرکات آنها توأم با احتیاط نیست قوشچی باید از عبور از این کوچه صرفنظر کند و یا اگرچه پهنا و وسعتی داشته باشد باید از بچه ها فاصله بگیرد و به آنها نزدیک نشود.به طور خلاصه باید از طریق روشهای بسیار مدبرانه قدرت تحمل قوش را در مقابل عوامل وعناصر رعب آور و هراس انگیز تقویت نمود.


آیا صحیح است قوشی که هنوز کاملآ رام نشده روزها به نشیمن و در خارج از قوشخانه بسته شود؟عده زیادی از قوشبازان با این عمل و عقیده موافق اند ولی عده دیگری جدآ با این کار مخالفت میکنندو به این عمل معتقد نیستند.اگر شخصی قوشهای متعددی داشته باشد ولی به تعداد کافی قوشچی نداشته باشد ممکن است این عمل به نظر او پسندیده باشد.اگر اجباری بدین کار باشد و بستن قوش در خارج از قوشخانه برخوردار ساختن او از هوای خوب و پاک باشد در این صورت بهتر است قوش تا وقتی که کاملآ رام نشده با کلاه به نشیمن و خارج از قوشخانه بسته شود.اگر شخصی دارای تعدادی قوش باشد ولی کمکهای کافی برای گردش دادن قوش تازه گرفته شده نداشته و فقط بخواهد با بستن قوش در خارج از قوشخانه پرنده شکاری خود را رام نماید این شخص راه مناسبی جهت رام کردن قوشش انتخاب نکرده است.بهترین راه برای رام کردن قوش گردش دادن او در هوای آزاد روی دست قوشچی به مدت چند ساعت در روز میباشد،تا وقتی که قوش به خوبی رام شود و ترس و وحشت اولیه او به کلی از بین برود.چه فایده دارد که یک قوش توری تازه گرفته شده را بدون کلاه روی نشیمن و در خارج از قوشخانه ببندیم؟این قوش مثل یک محبوس در هوای آزاد به نشیمن بسته شده و عوامل و صحنه های مختلف دایمآ وادارش میکنند به اطراف نشیمن بپرد و پاچه بندو شکار بند خود را سریعآ تکان دهد.این حرکات زیادغالبآ برای پرهای بال و دم و حتی چنگالایش که در آینده برای او از عوامل اصلی و عمده شکار به شمار می آیند زیانبخش است.بعضی اوقات اگر پاچه بندهای او خوب و مناسب نباشد ممکن است موجب ورم کردن و زخم شدن پشت پاهای او بشوند.حتی در برخی موارد قوش ممکن است بر اثر حرکات سریع شدید و مداوم خود موفق شود نشیمن را از زمین بکند و آن را به دنبال خودش بکشاند در این صورت این احتمال وجود دارد که شکاربند دور یک مانع بپیچد و یا نشیمن به درخت یا سایر موانع گیر کند و نتیجتآ به قوش صدمه وارد شود.در حقیقت کوبیدن نشیمن یک قوش خوب رام نشده را درمحل چمنکاری باید حمل بر تنبلی یا عدم اطلاع و بی علاقگی صاحب قوش و قوشچی کرد.کوبیدن نشیمن یک قوش تازه گرفته شده در حیاط قوشخانه یا منزل و در هوای آزاد خیلی آسانتر و کم دردسرتر از گرفتن قوش روی دست و به گردش بردن او میباشد،ولی آیا این دو طریقه فایده یکسانی دارند؟آیا کوبیدن نشیمن قوش در خارج از قوشخانه و در هوای آزاد عاقلانه و مفید است؟شکی نیست که اگر قوش با نشیمن خود در خارج از قوشخانه بسته شود میتواند از هوای آزاد و لطیف برخوردار گردد و این امر ممکن است در رام شدن او هم تا اندازه ای موثر باشد ولی بشرط آنکه از تمام عوامل و عناصری که موجب ترس و وحشت او میشوند به خوبی جلوگیری شود.ولی جلوگیری کردن از تمام عوامل و عناصر مذکور کار آسانی نیست.مثلآ از عبور و مرور اشخاص از پارس توله و نیز انجام کارهای لازم توسط خانم خانه (اگر قوش در منزل باشد) که نمیشود قرار داد.بنا براین به خاطر عدم امکان جلوگیری از عوامل و حوادث اضطراب آور قوش تازه گرفته شده و هنوز رام نشده اغلب اوقات خود را در حال ناراحتی و عدم رضایت میگذراند.همان طور که قبلآ گفته شد این ترس و ناراحتی برای قوش مفید نیست زیرا این یک وضعیت غیر طبیعی است که با وضعیت قوش در موقع وحشی گری تفاوت و تباین زیادی دارد.
.jpg)
قوش خودش این محل را برای نشستن و استراحت نمودن اختیار نکرده بنابراین هر پرنده ای که در میدان دید او پرواز کند هر تکه ابری از بالای سر او بگذرد و بالاخره هر وزش بادی که شاخه های درختان را به جنبش در آورد او را مضطرب میکند و وادارش میکند سریعآ به این سو وآن سو بپرد.در این هنگام قوش در آطراف خودش چندین محل مناسب را مشاهده می کند و آن ها را برای نشستن و استراحت کردن در نظر میگیرد.او این محل ها را انتخاب کرده و تمایل دارد که به طرف انها برود.همین تمایل او را وادار میسازد نشیمن خود را ترک کند و به قصد دست یافتن برمناظر و محلهای بهتر تلاش نماید.به همین دلیل است که بال ودم چهارم پنجم از قوشهای توری تازه گرفته شده (به غیر از انواعی از آنها که خیلی باهوشند)که در هوای آزاد نشیمن بسته میشوند بعد از تحمل زجر و ناراحتی از حیز انتفاع میافتد.
با توجه به نکات فوق بستن قوشهایی که هنوز خوب رام نشده اند به نشیمن و قرار دادن آنها در هوای آزاد هیچ نفعی برای آنها و صاحب قوش و قوشچی ندارد و این کار چون موافق میل و طبیعتشان نیست آنها را اجبارآ به زجر و ناراحتی دچار میسازد زیرا آنها در این شرایط به ویژه اسیر و بنده صاحب قوش و قوشچی میباشند و اراده و اختیاری از خود ندارند و همان طور که قبلآ گفته شد از بین بردن تمام عوامل رعب آور و هراس انگیزی که در اطراف قوش میباشد خیلی آسان نیست و تعداد خیلی معدودی از قوشهای توری یافت میشوند که قبل از رسیدن به آخرین مرحله تعلیم و تربیت برای رام کردن به نشیمنی در خارج از قوشخانه بسته شوند ولی همین عده معدود نیز بهتر است تا وقتی که احتیاج مبرم دارند یعنی تا وقتی که کاملآ رام نشده و وحشت آنها به کلی از بین نرفته روی دست به گردش برده شوند و از این طریق با محیط جدید زندگی مصنوعی خود و اجتماع آشنایی کامل پیدا کنند.
رعایت کامل مطالب و دستورات درج شده در این مطلب که برای رام کردن و اهلی نمودن قوش تازه گرفته شده ذکر گردیده در صورت امکان ضروری و ایده آل است و به این ترتیب قوش کاملآ رام میشود وبا پر و بال و دم و چنگال سالم خیلی زودتر برای شکار آماده میگردد.ولی به علل وجهات متعدد و گرفتاریهای این دوره و زمانه اجرای کامل این دستورات شاید برای همه کس خیلی آسان و ساده نباشد بنابراین باید تلاش کرد و دستورات را تا آنجا که مقدورات و امکانات اجازه میدهد اجرا نمود،اما در عین حال نباید انتظار داشت که قوش در چنین شرایطی خیلی زود به مرحله شکار برسد.این دستورات نتیجه قرن ها تجربه قوشبازان ماهر و بسیار علاقمند به فن قوشبازی میباشد.ولی آنچه را که میشود در زمان حاضر به تجربیات اضافه کرد گرفتن قوش توری وحشی جلوی تلویزیون در شب و روز و حمل آن برروی دست در اتومبیل و خیابانهای پر رفت و آمد میباشد،بشرط آنکه در تمام موارد و مواقع رعایت احتیاط و شرط اعتدال به عمل آید و در ابتدای کار از حد معمول و متعادل تجاوز نشود.به عبارت دیگر برای اهلی کردن قوش باید به تدریج جلو بروند و مخصوصآ به هیچ وجه عجله نکنند.چون مرحله رام کردن قوش یکی از مراحل بسیار مهم و دقیق و ظریف در هنر قوشبازی است و در حقیقت زیر بنای مراحل بعدی به شمار میرود،بنابراین برای توجه بیشتر خوانندگان گرامی خلاصه نکات اصلی و مهم آن را به عرض میرسانم:
مرحوم شاهزاده تیمور میرزا حسام الدوله:
.jpg)
1-صاحب قوش و قوشچی حتمآ باید دارای عشق حقیقی باشند نه عشق مجازی و قوش را از ته قلب دوست داشته باشد و او را فقط به منظور تفریح و ورزش نگهداری نماید نه برای تفنن و به نشانه بزرگی و اشرافیت.
2-رام کردن و تربیت پرندگان شکاری کار مشکل و پر زحمتی است و قوشباز باید فعال صبور مطیع و در مقابل حوادث و اتفاقات حاصله (تلف شدن،گم شدن،دور شدن،وبه چنگال عقاب افتادن قوش)بردبار و صبور باشد.به علاوه او باید خوش اخلاق و صبور باشد.آدم تنبل ،بی حوصله،تند مزاج،بد اخلاق وعصبانی و زود رنج نمیتواند قوشباز و قوشچی خوبی باشد و قوش چنین شخصی در زشتی و بد اخلاقی عدم آمادگی برای شکار،به خوبی معرف روحیه صاحب قوش است.
3-باید قبول کرد که در بین موجودات زنده پرندگان شکاری بسیار با هوش و زیرک میباشند و خیلی زود میتوانند خوبی و بدی صاحب و مربی خودشان را تشخیص بدهند.کوچکترین حرکت بیجا و بی موقع،کمترین بی توجهی به نگهداری و مواظبت از آنها ممکن است قوش خیلی خوب و نازنینی را برای همیشه متوحش و مرعوب نماید وجبران این خطا و رفتار ناشایست چندان ساده و آسان نیست،زیرا همان طور که قوشها درس ها را خوب و زود یاد میگیرند و دیر فراموش میکنند،حرکات و رفتار بد را هم دیر از یاد میبرند و همیشه از کسی که این حرکات و رفتار از او سر زده متنفر میباشند.حتی با جرأت میخواهم بگویم که سر دست گرفتن قوش و راه بردن او بدون آنکه ناراحت شود کار همه کس نیست.بنا بر این هرکسی بدون تعلیم دیدن و تمرین قادر نیست این عمل ساده را به خوبی انجام دهد و نیاز مبرم به تعلیم و تمرین و تکرار دارد تا این که بالاخره قوشچی خوب و مجربی بشود.
4-ای قوشباز و قوشچی محترم ! وای برادر عزیز !فراموش نکنید که صبر و حوصله و تمرین مرتب و منظم در مراحل مختلف تربیت قوش دو عامل اصلی و اساسی موفقیت در فن و هنر قوشبازی است و این عوامل ضامن صحت و سلامتی و طول عمر قوش ولذت بردن از شکار با آن میباشد.
قوشچیهای معیرالممالک در عصر ناصری باغ مهر آباد:
.jpg)